تقديم به همسرم

به نام خدا
سلام

سایت شمعدانی مدتي است كه راه اندازي شده است و فرصتي بدست نمي آمد كه تبريكي اينترنتي برايش داشته باشم .
 هفته معلولين هردو ما درگير و به حدي فشار كاري داشتيم كه حتي فرصت اينكه يك شام با آرامش بخوريم را نداشتيم تلفن ها هم كه پشت سرهم زنگ مي خورد نمي دونستيم جواب تلفن را بدهيم يا موبايل ها را يا اس ام اس . گاهي هم شيطنت مي كردم و جايي ميگذاشتم كه خط نده و قدري استراحت كنه ولي زود متوجه مي شد . ملاقات هاي مختلف و گزارش ها و خلاصه وبلاگ و ايميل ها مان و تلفن هاي سر كارمان هم نفس نكشيدند همه تمام شد
 چه سكوتي ...
ولي كار براي معلولين تمامي ندارد و ادامه روند كار بايستي پيگيري شود.
يك قسمت اين پيگيري ها سايت شمعداني بود كه مدتها همسرم به سختي براي آن زحمت كشيد البته اضافه نمايم جناب آقاي مهندس نعمتي در اصل زحمت ساخت اين سايت را كشيده اند و هنوز نيز پيگير هستند و جاي تشكر بسيار بسيار فراوان دارد .
 داشتم از زحمات همسرم مي گفتم كه واقعا چقدر زحمت زيادي براي اين سايت كشيدند كه پايگاه اطلاع رساني براي معلولين باشد شايد ساعتها پشت كامپيوتر نشسته و با اينكه كمر درد و گردن درد شديد داشته كار را ذره اي زمين نگذاشته و از سلامتي خودش زده تا بتواند سايتي براي معلولين راه اندازي كند و اميدوارم اين سايت توانسته باشد براي دوستان عزيز من و شمعداني ، خدمتي ولو ناچيز داشته باشد و شما نيز بتوانيد استفاده خوبي از آن ببريد.
اميدوارم همسرم نيز در راهي كه برگزيده و به قول خودم " مددكاري جامعه اي براي معلولين " موفق باشد و شاهد اين باشيم روز به روز اين سايت و سايتهاي معلولين پيشرفت بيشتري داشته باشند و از طريق ارتباطات اينترنتي از حال هم نيز خبردار شوند پيگير مشكلات باشند با علوم نوين آشنايي پيدا كنند و روز به روز سايتهاي معلولين بيشتر شود .
آن روز خيلي دور نيست ....
ياد شعري افتادم
آهاي آهاي بيا بيرون
ما بايد دور درختي جمع شويم
كه هنوز آنرا نكاشته ايم

شکوه شکفتن

به نام خدا
سلام

انسان درختي است پر از غنچه ، غنچه هايي كه اگر بشكفد وجود آدمي را زيبايي و عطراگيني يك گلستان مي بخشند .

هر غنچه ارزشي است كه چون به دست آيد ، مي شكفد .

اگر بينديشيم و بياموزيم و آموخته هايمان را روشنگر راه پيش روي قرار دهيم و ديگران را هم در دانسته هايمان سهيم كنيم ، غنچه اي مي شكفد .

اگر نترسيم و نترسانيم و چون كوهي استوار در برابر وحشت آفرينان بايستيم و رهانيدن ديگران را از كام دهشتها به مبارزه برخيزيم ، غنچه اي مي شكفد .

اگر طوق بندگي زر و زور بر گردن نگيريم و باورهايمان را به جيفه ي دنيا نفروشيم و پرجيره خواري را طمع برنبنديم ، غنچه اي مي شكفد.

اگر راست بگوييم و رهيدن از كام خطرهاي محتمل را دست آويز خلاف گويي قرار ندهيم و ناخواسته هاي برخاسته از راستي را پذيرا شويم ، غنچه اي مي شكفد .

اگر نيكي كنيم و سود خود را در زيان ديگران نجوييم و بر آن چه پايمال كردن حق كسي مي تواند فرا دستمان آورد چشم بربنديم ، غنچه اي مي شكفد .

اگر دوست بداريم و محبتمان را به آنهايي كه در خدمت ما هستند محدود نكنيم و به بيگانگان و نامهربانان و بدكردگان و دشمنانمان هم مهر بورزيم ، غنچه اي مي شكفد .

اگر بخنديم و بخندانيم و زنگار غم از دلها بزداييم و شور و شادي و اميد را به هر كجا كه گام مي گذاريم ، پيشكش ببريم ، غنچه اي مي شكفد .

اگر ... اگر ... اگر...

و اوج شكوفايي ما زماني است كه بتوانيم همان باشيم كه براي آن بودن آفريده شده ايم .

از كتاب : شكو ه شكفتن
نوشته : شلي اشلي ترجمه دكتر منوچهر كي مرام

تقديم به دوست كوچك روشندلم حسن

به نام خدا

سلام

براي حسن دوست كوچك روشندل من

اين دومين برف پاييزي كه امسال در محل كارم آمده است امروز هم كه رفتيم خيابانهاي نزديك منزل خشك بودند  ولي نزديك محل كارمان كه رسيدم برف نشسته بود ياد حسن افتادم
راستي از حسن دوست كوچك روشندلم بگويم او در مدرسه خزائلي درس مي خواند و كلاس دوم دبستان است .
با او در يكي از همايش هاي ورزشي كه به مناسبت روز جهاني معلولين ترتيب داده شده بود آشنا شدم . او مي خواهد پليس آگاهي شود
هفته پيش كه  برف آمد بچه هاي مركز ما در بخش آموزش تعطيل بودند وقتي اين را به حسن دوست كوچكم گفتم خيلي تعجب كرد كه برف آمده. از حسن خواستم به مركز ما بيايد تا با هم آدم برفي درست كنيم قبول كرد و قرار شد يك روز بيايد و گفت اگر بيايد با يك گلوله برف محكم مي زند به صورتم من هم يك گلوله برف برايش آماده كردم ضمن اينكه خودم هم آماده ام .

رنج همبستگي

به نام خدا
سلام

خوابم نمي برد. ديدم بهترين زمان خواندن باقي كتاب است.
 كمي از آن را خوانده بودم و علاقه به خواندن باقي آن كتاب من را تا سه و نيم صبح بيدار نگه داشت.
 خواندم ؛ چقدر غمگين بود: اين رنج همبستگي ...

رنج همبستگي قصه زندگي لاله و لادن ( دو قلوهاي بهم چسبيده ايران ) است . خانم پريوش صنيعي  نویسنده این کتاب ميهمان برنامه روز جهاني معلولين مركز توانبخشي بود و براي نوشتي زندگي لاله و لادن از ايشان تقدير شد. در اين مراسم همسرم به خانم صنيعي گفت با لاله و لادن در يك روز امتحان كنكور داده است و این برايشان خيلي جالب بود.

قسمتي هايي از متن كتاب را برايتان مي نويسم.
خبر كوتاه و شگفت انگيز بود : " زني در زايمان سوم خود دو دختر به دنيا آورده كه از ناحيه سر به هم چسبيده اند "
به ندرت چنين پديده اي در جهان رخ داده است و يا خواهد داد. شايد فردا همه از ياد بردند كه چه خوانده يا شنيده اند و به سادگي از كنار آن گذشتند ولي زيستن، ‌باليدن، به بلوغ رسيدن، طي مدارج دانشگاهي و ... به ابديت پيوستن براي آنها گذرا و ساده نبود.
برو بابا! تو زياده طلبي من فقط به چند ساعت تنهايي به غلت زدن موقع خواب به راست نشستن و مستقيم ديدن حتي به ديدن قيافه نحس تو از روبرو راضيم. متوجه نيستي ما داريم روز به روز تحليل مي رويم. خيال مي كني اگه حرفش را نزنيم و به روي خودمون نياريم اين دردها از بين ميره، ستون فقرات ما تغيير شكل داده ...
وقتي كتاب را مي خواني دلت به درد مي آيد كه چقدر اين دو انسان سختي كشيده اند چه از نظر جسمي و چه از  نظر روحي و چه از نظر اجتماعي ولي با چه پشتكاري به زندگي ادامه دادند.
بحث هاي پايان ناپذير هر روز به شكلي ادامه داشت. جداشدن از هم به هر قيمتي هدف اصلي زندگي آنها شده بود.
آنها پس از آن همه تلاش و تمنا و تشنگي فقط 90 دقيقه در دو تخت جدا از هم خوابيدند ولي در دو گور جدا دفن شدند تنها پس از مرگ روياي ديرنشان كه خفتن در آرامش به تنهايي بدون عذاب اين همبستگي پر رنج بود به واقعيت پيوست و هرگز نتوانستند به خواست قلبي شان كه ديدن يكديگر بود از روبرو برسند. آرزوي ساده اي كه براي ما هيچ مفهومي ندارد.

يادم مي آيد بعد از فوت لاله و لادن مطلبي را در نشريه نيلوفرانه  (نشريه مربوط به معلولين) نوشتم تحت عنوان  " پايان يك جدايي".

فردا روز جهاني معلولين است.

به نام خدا
سلام

فردا روز جهاني معلولين است.

آيا تو هم معلولي؟
در خانواده ات فرد معلولي داري؟
آيا دوست معلولي داري؟
آيا همكلاسي تو در مدرسه يا دانشگاه معلول است؟
آيا همسايه تو معلول است؟
آيا همكار تو معلول است؟
آيا ممكن است در آيند ه معلول شوي؟
آيا ممكن است فرزند تو در آينده معلول شود؟
آيا ممكن است نوه تو در آينده معلول شود؟
بايد اين اتفاقات بيافتد تا تو بفهمي معلوليت يعني چه؟
در غير اين صورت درك نمي كني؟
فكر مي كني اين اتفاقات براي ديگران است و تو مبرايي.
تا اينكه تصادف مي كني معلول مي شوي.
تا اينكه بيماري مي گيري معلوليت پيدا مي كني.
تا اينكه فرزندي بدنيا مي آوري كه معلول است.
تا اينكه …

فردا روز جهاني معلولين است.
معلوليت انگاري روز به روز در جامعه ما بيشتر مي شود ولي شما كمتر ممكنه آنها را ببينيد چرا كه خيلي هاي آنها در خانه ها هستند . چرا؟
چرا روز به روز بيشتر مي شوند؟
آيا شما تا بحال فرد معلولي را نديده ايد...
مگه ميشه نديده باشي
مگه ميشه بچه نابينا نديده باشي.
مگه ميشه بچه كم توان ذهني نديده باشي.
مگه ميشه يك آدم ضايعه نخاعي نديده باشي.
مگه ميشه يك آدم با دو عصا نديده باشي.
چرا ديده ولي فكر نمي كرده روزي گريبانگيرش شود چرا ديده فكر نمي كرده آنها هم شهروند اين جامعه هستند چرا ديده ولي فكر نمي كرده …
 
فردا 12 آذر روز جهاني معلولين است
پس به فكرشان باش
او هم شهروند اين جامعه است. مي خواهد درمان داشته باشد.
مي خواهد آموزش و پرورش مناسب خودش را داشته باشد.
مي خواهد تحصيلات دانشگاهي داشته باشد
مي خواهد شغل مناسبي داشته باشد.
مي خواهد ازدواج كند ولي چه كسي جز مثل خودش او را قبول دارد
مي خواهد كه ….

فردا 12 آذر روز جهاني معلولين است.
اميدوارم بتوانيم روز به روز در هر جايگاهي هستيم خواه به عنوان فرد معلول، خواه به عنوان خانواده فرد معلول و خواه به عنوان فردي كه براي معلولين انجام وطيفه مي كنيم و توفيق خدمت به آنان را داريم بتوانيم تحولي نوين و پويا بنيان گذاري كنيم و در اين راه مبادا خسته شويم و سعي كنيم زنده بيانديشيم، اگر بتوانيم در اين راه حتي گامي كوچك برداريم كوتاهي نكنيم . شايد جامعه ما در پاره اي موارد هنوز به شيوه هاي كهنه عمل مي نمايد ، در برابر تغييرات مقاومت نشان مي دهد ولي ما مي توانيم با كمي صبوري و دانش و آگاهي در جهت تغييرات نوين گام برداريم مطمئنا موفق خواهيم شد اگر ايمان لازمه را داشته باشيم.

فردا روز جهاني معلولين است و اين قصه همچنان ادامه دارد …

ویلچر  

به نام خدا
سلام

ویلچر 

 در خاطرات پر شده از هر چه هست غم 
  پشت دوتایشان شده از حجم درد، خم

  عمریست که کنار هم اند و یکی یکی
  تقدیر گنگ و تیره ی شان می خورد رقم

  دنیا به چشم هر دو فقط چیز مبهمی است
  چیزی شبیه هیچ، نبودن ، فنا ، عدم

  آن دو همیشه در سر کوچه نشسته اند
  اما به چشم مردم این شهر " محترم "

  من رفیق هر دویشانم همیشه و ...
  گاهی هم آن دو را بشود ، پارک می برم

  این عکس یادگاری " آن دو " ست توی پارک :
  (" یک ویلچر "، " یک انسان " ) سرد و شبیه هم

  در چشم های خسته من : " پاک و بی گناه "!
  اما به حکم مبهم تقدیر " متهم " !

  من سخت گریه میکنم اما :" بدون اشک "
  چشمم که خیس می شود اما :"بدون نم "

  پاهای تو ، برای من ایندفعه من فلج !
  پاهای من برای تو پاشوو یک قدم ...

   یا نه ! برو بدو ! برو شادی کن بخند !
  این بار من به جای تو معلول می شوم

  دیگر نرو به پیش پزشک معالجت !
  نذری نده ، دخیل نبند و نرو حرم !

  حرف مرا قبول نداری اگر ، ببین
  حتی به جای هر دویمان می خورم قسم :

  که پای تو ، برای من ایندفعه من فلج
  پاهای من ، برای تو پاشو و دست کم _

  این شعر را قبول کن از شاعری که هیچ _
  چیزی نداشته ست به جز کاغذ و قلم

   مهدی زارعی
  از کتاب : " چه !؟ریکهای جوان "

روز جهانی معلولین

به نام خدا
سلام

روز جهانی معلولین
 
 بر اساس بررسي هاي تخميني سازمان ملل متحد 500 ميليون معلول در دنيا زندگي مي كنند و اين رقم همه ساله روبه افزايش است. درگيريها و كشمكشهاي ناشي از جنگ در نواحي گوناگون كره زمين؛ گرسنگي؛ امراض و بيماريهاي مختلف؛ مصائب و مشقات زندگي در كشورهاي در حال توسعه؛ ترافيك و تصادفات حين انجام كار؛ آلودگي محيط زيست و عدم استفاده صحيح از دارو در كشورهاي صنعتي همه روز باعث بروز معلوليتهاي جديد مي شود.
لذا مي بايست پيش زمينه هاي اجتماعي موجود باشد تا معلولان را قادر سازد به واسطه فرصتهاي يكسان براي زندگي و فعاليتهاي خود در اجتماع مستقل از موسسات خيريه و نهادهايي از اين دست به سر برند. بازپروري معلولان به منظور دستيابي به زندگي مستقل به نحوي كه خود مسئول زندگي خويش بوده و به خودكفايي برسند و نيز بتوانند به جامعه بپيوندند از اصول شرافت و وقار انساني محسوب مي شود.

دليل انتخاب روز سوم دسامبر به عنوان روز جهاني معلولين

روز جهاني معلولين كه از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اقدامي مشترك از سوي سازمان ملل متحد اعلام شده است زماني است براي برپايي جشن و ارج نهادن به تجارب و تواناييهاي مردمي كه با معلوليتهاي گوناگون دست و پنجه نرم مي كنند.

نگاهي اجمالي به تاريخچه روز جهاني معلولين

اين روز براي نخستين بار در سال 1992 ميلادي به منظور گراميداشت سالروز تصويب قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد اعلام گرديد. هدف از اين اقدام ارتقاء رشد اذهان عمومي درباره مسائل مربوط به معلوليتهاي مختلف؛ و افزايش آگاهيهايي بوده است كه مي بايست از مساله پيوستن افراد معلول در تمامي جنبه هاي سياسي؛ اجتماعي؛ اقتصادي و فرهنگي زندگي منتج شود. اين وضع به همين منوال طي شد تا در سال 1999 شعاري با مضمون ( امكان دسترسي براي همه در هزاره جديد) برگزيده شد و سرلوحه امور قرار گرفت.
بيش از پانصد ميليون نفر به دليل نقص در سيستم روحي و مغزي جسمي و حسي از معلوليت رنج مي برند. اينان هر كجا كه باشند و در هر نقطه اي از دنيا كه به سر برند به دليل موانع ظاهري و يا اجتماعي با محدوديتهايي در زندگي خود مواجه مي شوند. در طي بيست سال اخير كوششهاي چشمگيري در شناساندن و معرفي اشخاص معلول به جامعه انساني صورت پذيرفته است.يكي ازمواردي كه مي توان از آن به عنوان نقطه عطفي در اين زمينه نام برد اعلام سال 1981 ميلادي به عنوان سال جهاني معلولين است كه توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد صورت پذيرفت. در سال بعد ( 1981 ) فاصله سالهاي 1992 - 1983 ميلادي دهه جهاني معلولين نام گرفت تا كيفيت و شركت فعالانه و همه جانبه افراد معلول را در زندگي اجتماعي و گسترش و پيشرفت آنها ارتقاء بخشد.
قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين كه در سال 1982 توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسيد چارچوبي بين المللي را براي الحاق و انضمام مسائل مربوط به انواع معلوليتها به يك برنامه ريزي ملي را فراهم مي آورد.در سال 1993 قوانين استاندارد در زمينه برابر سازي مجالها و فرصتهاي زندگي براي افرادي كه با انواع معلوليتها دست و پنجه نرم مي كنند به قانون مذكور افزوده شد تا به منزله مكمل آن بوده و موجب قوام آن گردد.
عليرغم آنكه اين قوانين هيچگونه اجباري را براي دولتها بوجود نمي آورند، تلويحا به عنوان تعهدات اخلاقي و سياسي تلقي مي شوند كه دولتها مي بايست در راه يكسان سازي فرصتهاي زندگي براي افراد معلول متقبل شوند. كوتاه سخن آنكه قوانين به اختصار بيان كننده اصول ويژه در مورد مسائلي چون مسئوليت پذيري، اقدام مقتضي و همكاري مي باشند. مساله يكسان سازي فرصتها و مجالها براي معلولين هر روز بيش از پيش توجه سازمان ملل متحد را به خود معطوف مي نمايد. يكي از مهمترين دغدغه ها در اين ميان به ويژه دسترسي به فناوري جديد، و نيز به محيط فيزيكي مي باشد.

معلول ، دسترسی و ارتباطات

به نام خدا
سلام

دوستان وبلاگ نویسم روز جهانی معلولین ( ۱۲ آذر ) نزدیک است همه ما به عنوان فعالان جامعه معلولین چه آنهایی که دارای فرد معلولی در خانواده هستند یا در حوزه معلولین کار می کنند یا می نویسند یا دوستار معلولین هستند بیاییم تا آن روز مطالبی راجع به معلولین بنویسیم و سهمی در فرهنگ سازی جامعه داشته باشیم .

شعار روز جهانی معلولین :
معلول ، دسترسی و ارتباطات