نویسنده: نسیم سلطان بیگی

کارشناسان حوزه کودک، اوقات فراغت را زمانی می دانند که کودک باید آزادانه به انجام فعالیت‌های مورد علاقه خود بپردازد، به عقیده آنان تنظیم زمان و فراهم‌کردن اوقات فراغت برای کودکان به‌عهده بزرگسالان است. این در حالی است که بر اساس تحقیقی که توسط مرکز مطالعات و برنامه ریزی تهران انجام شده 75 درصد از کودکان و دانش آموزان اوقات فراغت به معنای حضور در مکان های عمومی را ندارند و روز خود را در خانه سپری می کنند. ثریا عزیزپناه،کارشناس حقوق کودک وبازرس انجمن حمایت از حقوق کودکان بر این باور است که اوقات فراغت در مقابل کار تعریف می شود و به معنای دوری از کار روزمره و  پرداختن به فعاليت مورد علاقه است.

 

 

ثریا عزیز پناه اوقات فراغت را واقعیت مشترک میان همه انسان ها با حرفه های گوناگون می داند و می گوید: هر انسانی با توجه به شرایط زندگی خود و برای رفع نیازهای خود در زندگی کار می کند و با توجه به همین مساله اوقات فراغت نیز تعریف می شود. او ادامه می دهد: اوقات فراغت زمان پرت و بیهوده نیست، بلکه زمانی است فرد قادر به بروز خلاقیت هایش می شود و به بیان دیگر اوقات فراغت زمانی است که در اختیار افراد قرار می گیرد تا فعالیت هایی را انجام دهند که در زمان کار روزمره قادر به انجام آن نیستند.

 

 اما قاسم جعفری، دبیر دوم کمیته آموزش و تحقیقات مجلس نظر متفاوتی دارد. او معتقد است که اوقات فراغتی برای کودکان وجود ندارد و دیدگاه خود را در گفتگو با سایت انجمن حمایت از کودکان اینگونه بیان می کند که: فراغت به معنی بیکاری است و در هر جامعه ای از خانواده ها تا حاکمیت، باید برنامه ریزی دقیقی داشته باشند که با مشکل اوقات فراغت مواجه نشوند. نماینده مجلس نهم بر این باور است که دوران مدرسه و زمان تحصیل، دورانی است که آموزش مستقیم و آکادمیک بر روی کودکان انجام می شود و فصل تابستان زمانی است که باید مهارت های زندگی و تربیت اخلاقی کودکان مورد توجه قرار گیرد.

اوقات فراغت، فصل مشترک همه انسان ها

ثریا عزیز پناه، اوقات فراغت را مفهوم جدیدی می داند و می گوید: در دوران شكل گيري جوامع بشري به وي‍ژه در دوره هاي فئودالي و صنعتي جامعه ما و دیگر جوامع به علت طبقاتی بودن جامعه و این مساله که اشراف کار کردن را عیب می دانستند، اکثریت جامعه به علت طولاني بودن  زمان کار، اوقات فراغت مشخصی نداشتند. او ادامه می دهد: حتی پس از این که جوامع به سمت صنعتی شدن هم حرکت کردند باز هم افراد به علت طولانی بودن زمان کار قادر به تعریف اوقات فراغت برای خود نبودند. اما بعد از  فاصله گرفتن از دوران صنعتي و مبارزات كارگري براي كاستن از ساعات كار و شكل گيري جوامع مدرن ، توجه به حقوق شهروندي و به تبع آن تغییر تعاریف اجتماعی و کاهش ساعات کار،طبقاتی که بار تولید جامعه را در دست داشتند، توانستند به واقات فراغت دست یابند.اين کارشناس حقوق کودک معتقد است که در بحث اوقات فراغت در واقع بخشی از سبک زندگی انسان ها مورد مطالعه قرا می گیرد و در کنار آن تمامی عواملی که با این مفهوم در ارتباط هستند مانند فضاها، اماکن عمومی، مصرف کنندگان فراغت و شرایط و زمینه های فرهنگی- اجتماعی مانند سن و جنس و جغرافیا و... مورد بررسی قرار می گیرد. عزیز پناه مهم ترین شاخص اوقات فراغت را انتخاب آن براساس میل و انتخاب فردی می داند و بر این باور است که همین امر موجب شکوفایی استعداد و بروز خلاقیت در فرد می شود.

 

 بهمن کشاورز، حقوقدان، قوانین حمایت از کودکان در ایران را محدود به تامین نیازهای اولیه زندگی می داند: شاید بتوان برخی از کلمات و عبارات به کار رفته در قوانین را به لزوم توجه والدین یا سرپرستان اطفال به اوقات فراغت آنها تعبیر کرد. او ماده 1178 قانون مدنی را به عنوان نمونه ای از این قوانین معرفی می کند و ادامه می دهد: براساس این قانون، ابوین مکلف هستند در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش برحسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها را مهمل بگذارند. کشاورز تاکید می کند که در قانون تربیت اعم از قانون است و بر همین اساس شاید بتوان گفت که پدر و مادر باید امکانات تعالی استعداد و آرامش روانی کودکان را در حد توان خود فراهم کنند و از آن جمله پر کردن اوقات فراغت کودکانشان به نحو مطلوب و سازنده است که موجب آشنایی طفل با جهان اطراف و امور و مسائل اجتماعی می شود و برای کودک نیز مطبوع و دلپذیر است.

نادیده گرفتن سلامت جسمی و روحی کودکان ممنوع

کشاورز با اشاره به قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، مصوب سال 1381، می گوید: براساس ماده چهار این قانون، نادیده گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی کودکان و نوجوانان ممنوع و مستوجب مجازات اعلام شده و همچنین بر اساس ماده دو همین قانون، هر نوع آزار و اذیت کودکان و نوجوانان که به آنها صدمه جسمانی، روانی یا اخلاقی می زند و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره می اندازد، منع شده است. او بر این باور است که بر اساس مواد یاد شده در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان می توان گفت که بیکار ماندن و سرگردانی اطفال در اوقات فراغت از جمله مواردی است که اگر به عمد واقع شود می تواند مشمول قانون قرار گیرد. البته کشاورز تاکید می کند که با توجه به وضعیت اقتصادی جامعه کنونی ایران، چنین برداشتی از قانون بسیار دور از ذهن به نظر می رسد.

کنوانسیون حقوق کودک در 20  نوامبر سال 1989 میلادی به امضای نمایندگان کشورهای جهان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و اعضای این کنوانسیون تلاش های خود را در کشورهایشان برای ارائه راهکارهایی در حوزه کودکان شروع کردند و همین مساله باعث شد که این کنوانسیون به مبنای ارزشمندی برای پرداختن به مسایل کودکان در هر جامعه تبدیل شود. در اسفند ماه سال 1372 ایران عضویت در کنوانسیون حقوق کودک را که شامل 54 ماده و دو پروتکل اختیاری است، به صورت مشروط پذیرفت. بر اساس ماده 31 کشورهای عضو پیمان نامه باید حق کودک را برای استراحت، داشتن اوقات فراعت، پرداختن به بازی و فعالیت های تفریحی متناسب با سن کودک و مشارکت آزادانه در زندگی فرهنگی و هنری به رسمیت بشناسند. همچنین، کشورهای عضو باید حق کودک برای مشارکت کامل در زندگی فرهنگی و هنری را محترم شمرده و ترویج کنند و مشوق فراهم ساختن فرصت های برابر و مناسب برای فعالیت های فرهنگی، هنری و تفریحی باشند. براساس پیمان نامه حقوق كودكان، داشتن اوقات فراغت و بازی و... جز حقوق اساسی کودک است و راه رسیدن به این مساله هم مشارکت کامل کودکان است.عزیز پناه تاکید می کند که انجمن حمایت از حقوق کودکان با توجه به اساسنامه انجمن حمايت از حقوق كودكان و پیمان نامه حقوق کودک تلاش می کند ماده 31 اين پيمان نامه  را در گذران اوقات فراغت کودک به عنوان شاخص اصلی در نظر بگیرد و می گوید: باید والدین و مراکزی که سرپرستی کودکان را در اختیار دارند مطابق با علایق کودک عمل کنند و تصمیم گیری درباره نوع فعالیتی که کودک در اوقات فراغتش انجام می دهد باید بر عهده خودكودك باشد چرا كه تصمیم گیری در این زمینه،و بذون مشارکت ويا لااقل با مشورت  کودک ،يك تصميم گيري کامل نیست و مشارکت فعال کودک را در پی نخواهد داشت. او خانواده هایی که در طول سال تحصیلی برای کودک خود برنامه ریزی کرده و او را به کلاس های آموزشی گوناگون و متعدد می فرستند را مورد نقد قرار داده و ادامه می دهد: گاهی اوقات دانش آموزان پر مشغله تر از والدین خود هستند و این مساله تاثیر مثبتی بر زندگی دانش آموزان نمی گذارد و پاسخ دلخواه والدین را به آنها نمی دهد و دلیل آن هم تصمیم گیرنده بودن والدین برای زندگی دانش آموزان است و کودکانی که نمی توانند از اوقات فراغت خود آنگونه که می پسندند استفاده کنند، دچار افسردگی و زدگی می شوند و این آسیبی است که در اثر برنامه ریزی والدین برای کودکان اتفاق می افتد.

 قانون به تنهایی چاره ساز نیست

با این وجود کشاورز تصویب و اجرای قانون را تنها راهکار توجه به اوقات فراغت کودکان نمی داند و می گوید: مساله پر کردن اوقات فراغت کودکان با برنامه های مفید و سازنده را نمی توان با ضرب و زور و صرفا با تصویب قوانین حل کرد و بعد مهمی از این مساله فرهنگی است و ابتدا اکثریت جامعه باید به این نتیجه برسد که کودکان موجودات شکننده ای هستند و جامعه در قبال آنها، صرف نظر از این که به چه طبقه اجتماعی تعلق دارند، مسئول است. او تاکید می کند که با اجرایی کردن ماده 31 کنوانسیون حقوق کودک می توان در مورد اوقات فراغت کودکان تدابیری اندیشید. کشاورز این نکته را یادآور می شود که در راستای تشویق افراد جامعه برای کثرت اولاد، به طور همزمان باید برای رفاه و تامین زندگی کودکانی که متولد می شوند –نه فقط در حد خورد و خوراک- تدابیر جدی اندیشیده شود و در غیر این صورت کثرت جمعیت به جای نعمت، نقمت خواهد بود.

کودکان از ضعف برنامه ریزی رنج می برند

 عزیز پناه توزیع ناعادلانه امکانات فرهنگی- ورزشی و فضاهای عمومی برای کودکان را از ديگرمشکلات برنامه ریزان شهری می داند و می گوید: در تهران فضاهای عمومی در مناطق شما لي شهربه میزان کافی است، اما در مناطق 15 ، 17،18و... که تراکم  بالاي جمعیت کودکان وجود دارد، فضای عمومی به حد کافی نیست و همین توزیع ناعادلانه سبب می شود که فضاهای عمومی که برای کودکان در نظر گرفته شده است در شمال شهر بی استفاده بماند و در جنوب، جنوب شرقی و غربي، شرق تهران و مناطق محروم كشور، با کمبود امکانات مواجه شویم. او تاکید می کند که فضاهای عمومی باید متناسب با جمعیت کودکان در نظر گرفته شوند و در مناطقی که جمعیت کودکان زیاد است، باید به سمت گسترش فضاهای عمومی برویم.

کارشناس حقوق کودک بر این باور است که تدوین برنامه برای کودکان باید متناسب با نیازهای کودکان باشد. او می گوید: برای برنامه ریزی برای کودکان باید از نظرات کودکان به تفکیک مناطق آگاه باشیم و همچنین به سن و جنس و علایق کودک در فرهنگسراها، کتابخانه ها و سراهای محله توجه کافی داشته باشیم. عزیز پناه تاکید می کند که با توجه به برنامه ریزی ها و مشاهدات انجمن که قابل تعمیم به کل ایران است، چنین پژوهش هایی انجام نشده و کودکان ما از ضعف برنامه ریزی رنج می برند.او بر این باور است که برای کمک به بروز خلاقیت و شکوفایی ذهنی دانش آموزان، باید مسئولیت های اجتماعی به آنها آموزش داده شود و این مساله هم یکی دیگر از مواردی است که مورد بی توجهی واقع شده است و در این باره می گوید: حضور دانش آموز در کلاس های متعدد منجر به اجتماعی شدن کودک نمی شود و این مساله باید در کار گروهی به کودک آموزش داده شود.

75 درصد کودکان اوقات فراغت دلخواه ندارند

عزیز پناه با اشاره به كار پژوهشي مركز مطالعات شهر تهران علت این که 75 درصد از کودکان و دانش آموزان اوقات فراغت خود را در خانه سپری می کنند را نگرانی والدین و نبود امنیت خاطر در آنها می داند و به سایت انجمن می گوید: براساس نتایج این تحقیق 53 درصد والدین اظهار کرده اند که به هیچ وجه به دختران خود اجازه حضور و بازی در مکان های عمومی را نمی دهند و 41 درصد والدین به پسران اجازه حضور در معابر عمومي را مي دهند هر چند كه 10در صد ان ها عنوان مي كنند كه پسران آن ها بدون كسب اجازه و يا سر پيچي از نظر والدين به اين كار مي پردازند. نكته قابل تاكيد از جانب اين فعال حقوق كودك تفاوت و تغيير الگوي رفتاري والدين نسبت به فرزندان دختر و پسرشان است.  او ادامه می دهد:  با كسر 10 درصد از 41 درصد یاد شده تنها 31 درصد از والدین از حضور کودکان خود در فضاهای عمومی اعلام رضایت کرده اند. کارشناس حقوق کودک اینگونه نتیجه می گیرد که 88 درصد از والدینی که در این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفته اند، نبود امنیت در فضاهای عمومی را مورد تاکید قرار داده اند و بر همین اساس، زمانی که 88 درصد والدین نگران کودکان خود هستند و 75 درصد کودکان نیز اوقات فراغت خود را در خانه می گذرانند، باید امنیت فضاهای شهری افزایش پیدا کند تا والدین به کودکان اجازه حضور در چنین فضاهایی رابدهند.

کودک محوری در اولویت مدیران باشد

 عزيزپناه  شهرداری ها  را عامل مهمی در راستای برنامه ریزی صحیح و کاهش عدم امنیت خاطر والدین می داند و در این باره به سایت انجمن می گوید: شوخی های خطرناک، بازی های خطرناک و نگرانی از روابط دختر و پسر که به ناهنجاری می رسد، هر کدام یک تهدید است و اگر بر روی این تهدید ها تمرکز نکنیم، با آمار بالای اعتیاد، رفتارهای پرخطر فرار از خانه و ترک تحصیل روبرو می شویم که سبب از بین رفتن اعتماد و امنیت والدین می شود.
همچنین، عزیز پناه تاکید می کند که با توجه به تمام مسائلی که پیش از این گفته شد باید حقوق کودک در برنامه ریزی های شهری مورد توجه قرار گيرد و بحث کودک محوری کودک- شهروند باید در ذهن مدیران جایگاه واقعي پیدا کند. او ادامه می دهد: در حال حاضر 25 درصد جمعیت كشور را کودکان زیر 15 سال تشکيل داده اند و بر همین اساس باید کودکان را جدی گرفت و اگر اوقات فراغت كودكان ساماندهي نشود  و اين گروه سني از طريق برنامه ريزي ساعات غير درسي مسئولیت پذیری را یاد نگیرند، نمی توان از آنها انتظار داشت که در سنين جوانی شهروند نمونه ، فرزند نمونه و يا هسرنمونه باشند و اگر دوران کودکی را مورد توجه قرار ندهیم، نمی توانیم انتظار انسان های به عنوان شهروند و آشنا  با مسئولیت اجتماعی را داشته باشیم.

به گفته او در حال حاضر چنین توجهی به کودکان نمی شود.آمار بالای طلاق، اعتياد ، فرار از خانه ،خشونت وضرب و شتم و... بیانگر همین مساله است که به دوران کودکی جوانان امروزی توجه کافی نشده است و راه حل مساله این است که مدیران شهری برنامه ریزی های خود را به گونه ای انجام دهند که در خانواده ها امنیت خاطر به وجود بیاید و برای رسید به این هدف باید در زمینه حقوق کودک اتفاقات عملی بیفتد.
 
http://www.irsprc.org/post/detail/2/19/1/1/133/0
عکس ها از خبرگزاری  مهر
.
منبع مقاله: انجمن حمایت از حقوق کودکان .